بهاران طاهرخانی

بزن باران... بهاران غرقِ خونه...

او فقط ۲۳ سال داشت؛ دانشجوی پزشکی که الفبای نجات را آموخته بود. در اعتراضات شامگاه ۲۲ دی در خیابان‌های قزوین، هنگامی که برای یاریِ مجروحان شتافت، هدف کینه قرار گرفت. سه گلوله، پایانِ آرزوهای دختری بود که انسانیت را با نجات جان‌ها می‌زیست.
دردناک‌تر از گلوله‌ها، دقایقی بود که او هنوز نبض داشت و نفس می‌کشید، اما مانع از امدادرسانی به او شدند. پیکرش را شش روز گروگان گرفتند و در نهایت، پس از دریافت ۶۰۰ میلیون تومان، او را در سکوتِ اجباریِ شب به خاک سپردند.
اما تپش قلبِ بهاران در این خاک، گل‌های سرخ می‌رویاند و تنِ تب‌دار ایران را دوباره سبز و رویان می‌کند. یادش جاودان.
منابع
متن از صفحه آبان خونین
مشاهده منبع